چه كسي برايمان قصه «دو كاج» را مي گفت
چه كسي ما را از نيرنگ «روبه پر فريب و حيلت ساز»آگاه مي ساخت
چه كسي در اوج اندوه به گوشمان مي خواند «زندگاني؛ خواه تيره؛ خواه روشن ؛
هست زيبا»
شاعر اگر نبود
براحتي «آب را گل» مي كرديم
و به «نان و ريحان و پنير» قانع نبوديم
چه زماني مي توانستيم دانه ي ياقوت انار را «با نظم و ترتيب» ببينيم
شاعر اگر نبود
هيچ عاشقي «مونس رواني» نداشت
وكسي از«برگ درختان سبز» دفتري از معرفت نمي ساخت
شاعر اگر نبود
من چگونه مي توانستم
اعتراف كنم كه تورا دوست دارم...؟

